کار من فقط قلیان خوانسار بود

| نظرات 33 |
ash.gifdizi.gifghahvekhune.gif
کار من فقط قلیان خوانسار بود.
همه‌اش زیر سر رفیق ناباب بود. ناباب که شد دیگر رفیق نمی‌شود. با یک پیشنهاد ساده گرفتار افسونی شدم که رهایی از آن ساده نیست، هرچند میلی به رهایی از آن هم ندارم! که آن، همان افسون «آش نیکوصفت» است.

کار من فقط قلیان خوانسار بود.
هیچگاه حتی به همسایه قهوه خانه آذربایجان هم نگاه نمی‌انداختم. تا اینکه آن روز پیشنهاد داد سری به همسایه بزنیم، یعنی سری آش بزنیم. و من دچارش شدم. آن هم با کشک زیاد...

کار من فقط قلیان خوانسار بود.
فقط پله‌های قهوه‌خانه را پایین می‌رفتم. اما حالا - قبل از قهوه‌خانه - اول پله‌های آش نیکوصفت، صف همیشگی‌اش، آش رشته با کشک زیاد، کمی نان بربری، کلی فلفل قرمز، هم زدن آش و...
کار من فقط قلیان خوانسار بود.


پی نوشت:
۱- آش نیکو صفت قبل از قلیان فقط در مواقعی است که به قهوه‌خانه آذربایجان در میدان انقلاب می‌روم. آش رشته ۱۱۰۰ تومان، قلیان خوانسار ۱۲۰۰ تومان. وگرنه در قهوه‌خانه پشت متروی دروازه دولت با دیزی به استقبال خوانسار می‌روم. دیزی ۲۰۰۰ تومان، خوانسار ۱۰۰۰ تومان.
۲- تصاویر واقعی است. آش: نیکو صفت. دیزی و قهوه‌خانه: دروازه دولت
۳- برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را - تو و زهد و پارسایی، من و عاشقی و مستی

33 نظر

پروانه گفت:

کار من فقط خوانسار بود...
تکرارش جالب بود.. تجربه جدید مبارک.. فقط یه سوال قرار بود درباره خوانسار بنویسید بیشتر..

مهدی آریان به پروانه گفت:

سلام و ممنون.
در مورد خوانسار باید در موقع مناسب و با تمرکز بیشتر بنویسم. می خواهم موقع توضیح دادنش چیزی رو از قلم نیندازم...

گل‌ناز گفت:

سلام
وای من ۲ سال آش می‌خورم، یه سر به «سید مهدی« تجریش بزنی عاشق آش‌هاش می‌شی!

گل‌ناز گفت:

سلام
وای من ۲ سال آش می‌خورم، یه سر به «سید مهدی« تجریش بزنی عاشق آش‌هاش می‌شی!

گل‌ناز گفت:

سلام
آدرس: تجریش، کنار بازار سنتی، دقیقن جایی که اتوبوس‌ها می‌رن قسمت پایانه.اگه از ولیعصر می‌ری بالا بغل دکه پلیس پیاده شی روبه‌روت ِ .

×بانو! گفت:

وای من جدی میگیرم به یه دلیل! چون منم یه عکس با پیرهن صورتی دارم که تو گوشیمم هست [نیشخند]
گوشی منم پیدا شد [نیشخند]
----------
ای از دست این رفیق ناباب ;)
آشش چه اشتها برانگیزه

ماندا گفت:

من بوی خوانسار و دوس دارم .میمیرم واسه آش رشته

ماندا گفت:

من بوی خوانسار و دوس دارم .میمیرم واسه آش رشته

ماندا گفت:

بعدشم این قیلونای توی عکس که همه میوه ایی ان! خوانسار توشون نیست!

پروانه گفت:

نقش روان شناسی اقناع و تبلیغ در بازاریابی.. این موضوع برای تحقیق "روان شناسی اقناع و تبلیغ" چطوره؟

مهدي آريان به ماندا گفت:

فقط اوني كه آقا كچله مي كشه ميوه ايه و بقيه خوانسارن.

مهدي آريان به پروانه گفت:

خيلي خوبه. مي تونيد به قدرت تبليغ هم اشاره كنيد كه حتي باعث ايجاد نياز كاذب ميشه و باعث ميشه مردم، ناخودآگاه به مصرف گرايي رو بيارن. (البته اين از دغدغه هاي منه)

ماندا گفت:

اووم!انگار همه میوه ای ان آخه !

پروانه گفت:

یه سوال؟ گروه فشار داخل دنیای مجازی هم داریم؟

الي گفت:

تو كه ما رو وسوسه كردي با اين قليان خوانسار .
ديزي و آش را هم اضافه كردي .
پس بگو آن برآمدگي از كجاست !!

مهدی آریان به پروانه گفت:

من تا حالا چیزی در این مورد نشنیدم

مهدی آریان به الی گفت:

شرمنده می کنی!

پروانه گفت:

ممنون از جوابتون. می خواستم برا افکار عمومی رو این سوژه کار کنم اما انگار بی فایده ست.

به خدا من که راضی نیستم
این همه دوندگی این همه پرس و جو و تحقیق برای قلیان خوانسار...
هیچ نامی از من برای آن همه پژوهش در باب یافتن مکانی برای کشیدن قلیان خوانسار برده نشده...
به خدا ظلم است ...

حضرت خضر گفت:

مزه دنبه ديزه هميشه زير زبونمه.

پروانه گفت:

منتظر مطلب جدیدم.

سبک سر گفت:

خوب نوشتی مهدی عزیز. معلوم است قلیان خوانسار برای تو فقط یک قلیان عادی نیست. وسیله ای ست که تو را به حواس و یادهایی که با تو خیلی مانوسند، پیوند می دهد. حیف که تازه برگشتم از دیار و از آدرس هایی که داده ای باز دور شده ام. اما خدا را چه دیدی...
عکس ها هم زیبا و اشتها برانگیز بود...

پروانه گفت:

همچنان منتظر مطلب جدیدم..

پروانه گفت:

مرسی.

سلام
ميخوام بدونم اينجا كه نوشتين اثري از خانوم هم توش بود احيانا يا اگر من برم با چوب ميزننم؟ :دي

مرسي از راهنمايينون . داستان همان خوانسار بود ...ولا آش كه همه جا پيدا مي شود!

اکبر مسافر گفت:

اینو بدن کشیدن قلیان به تنهایی کار درستی نیست املت را با نان زیاد بخور

amir hossein گفت:

مهدی ببنیم حالا دیگه من شدم رفیق نا باب خیلی با معرفتی بشکنه دستم که نمک نداره کوفتت بشه آش که میخوری ببینم از این به بعد جرات داری حرف آش جلویه من بزنی

كافه گرد خوانسار كش گفت:

خوانساري ها خودشون فكر ميكنم به اندازه ما توركها علاقه به خوانسار ندارن...
بهترين خوانسار تبريز: شهناز كافه مستشار-وليعصر كافه حيران-گلپارك كافه مجيد*

*=بهترينشون كه 40دقيقه راحت طول ميكشه تنباكو تموم شه...

كافه گرد خوانسار كش گفت:

بهترين جا براي مطالعه فلسفه به نظر من قهوه خونه ست(تو اين مملكت)...همچنين بهترين جا واسه بحث.درد دل.نوشتن...
من كه خودم اين كارامو تو كافه انجام ميدم...تفكراتي كه با دود خوانسار به جنب و جوش ميفتن...افكارم بوي خوانسار ميدهند...با چايي سياه تلخ و يكدونه كاكوتي زرد طلايي...تو بعضي كافه اي تبريز چايي نبات هم ميدن...كه خيلي ميچسبه...

سیک گفت:

سیک سیک یمه

ندا گفت:

محشره نوشته هات وبلاگت و عکس ها
لذت بردم. ممنونم

Anonymous گفت:

آش نیکوصفت واقعا بی نظیره

پيغام خود را بگذاريد

لطفا برای ثبت نظرتان، در کادر زیر بنویسید حاصل جمع دو با دو چند می‌شود (به عدد لطف کنید) و سپس روی submit کلیک کنید. (شرمنده! آنقدر اسپم ارسال شد تا مجبور شدم این کد امنیتی را بگذارم.)

(required):

مهدي آريان هستم. اهل ري. مثلا روزنامه‌نگار شايد هم گرافيست. قرار است در اين وبلاگ مطالب طنز نوشته شود. حالا اگر ديديد گاهي جانم به لب رسيد و چرندي تحويل دادم - كه زياد هم از اين اتفاقات برايم مي‌افتد و معمولاهم چرند مي‌نويسم - اگر خوشتان نيامد، تقاضا دارم فحشم ندهيد و ادبيات شفاهي نثارم نكنيد. خب... مي‌توانيد درعوض، روي آن ضـربـدر - همان ضـربدر بالا، سمت راست را مي‌گويم - كـليك كنيـد و خــلاص!

درباره این نوشته

این صفحه حاوی یک نوشته است که توسط مهدي آريان در April 17, 2010 6:10 PM منتشر شده است.

حکایت قسمت قوس دار من نوشته قبلی اين بلاگ بود

ما انرژی هسته‌ای داریم، این چیزها که دیگر کاری ندارد! نوشته بعدی اين بلاگ است

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

با
قدرت مووبل تایپ 4.32-en