از رئالیست به سمت مدرنیست

01-SaraTalebi.jpgسارا طالبی

عنصر کشمکش در داستان یا بیرونی است و یا درونی، که اگر درونی باشد ما وارد مبحث مدرنیته می‌شویم. پیرنگ در داستان یا خطی است یا غیر خطی. خطی‌بودن یعنی حوادث در داستان بر اساس سیر ِ زمانی اتفاق می‌افتد و غیرخطی‌بودن یعنی عنصر زمان در داستان مانند آونگ در نوسان است.


adabiat.jpgامروزه به مبحث «نقد ادبی» خیلی پرداخته می‌شود و البته بیشتر نقدها در روزنامه و یا تلویزیون «بازدید» و یا «مرورکردن» است و نه نقد. نقد ادبی با تحلیل متن تفاوت دارد. تحلیل متن، به عناصر داستان می‌پردازد درحالیکه نقد ادبی بر اساس نظریات به بیان معنای تلویحی متن می‌پردازد.
هنگامی که داستانی را می‌خوانیم دو دیدگاه شکل می‌گیرد. غیر ادبیاتی نظر به این دارد که «چه» رخ داده است و ادبیاتی توجه‌اش به این است که «چرا» رخ داده است. فراموش نکنیم که کار منتقد پرداختن به متن است و نه رسیدگی به ویژگی‌های نویسنده.
در نقد ادبی با عناصر شخصیت، زاویه‌ی دید، کشمکش، پیرنگ و کنش سر و کار داریم. شخصیت در داستان: یا اصلی است یا فرعی، یا تک‌بعدی است یا چندبعدی، یا پویا است یا ایستا. (اصلی‌بودن شخصیت داستان به معنای مهم‌بودن نیست.)
زاویه‌ی دید در داستان دو دسته می‌شود: الف) اول شخص که خود یا شرکت‌کننده است و یا ناظر. ب) سوم شخص که یا دانای کل است، یا دانای محدود و یا نمایشی.
عنصر کشمکش در داستان یا بیرونی است و یا درونی، که اگر درونی باشد ما وارد مبحث مدرنیته می‌شویم.
پیرنگ در داستان یا خطی است یا غیر خطی. خطی‌بودن یعنی حوادث در داستان بر اساس سیر ِ زمانی اتفاق می‌افتد و غیرخطی‌بودن یعنی عنصر زمان در داستان مانند آونگ در نوسان است.
آخرین مورد کنش در داستان است و سه دسته می‌شود: خیزان، اوج، افتان.
اوایل سال ۱۳۶۰ مدرنیسم وارد ادبیات ایران شد. پیش از آن دهه‌ی ۱۳۵۰ دوره‌ی طلایی رئالیسم بود. داستان‌نویسان رئالیسم همانند خبرگزار عمل می‌کردند و واقعیت را همانگونه که می‌دیدند در داستان وارد می‌کردند، مانند: ساعدی، دولت آبادی، احمد محمود و... «واقعیت» مهمترین چالش بین رئالیست و مدرنیته است. از منظر رئالیست واقعیت صرفاً جنبه‌ی بیرونی دارد، یعنی آنچه می‌توان با چشم دید و برای همه یکسان است درحالیکه واقعیت از منظر مدرنیته مقوله‌ای جدا بود. مدرنیته می‌گوید می‌توان واقعیتی را در نظر گرفت که قابل مشاهده نیست اما اهمیت آن به مراتب بیشتر از واقعیت مشهود است و می‌تواند فردی باشد. آنچه در داستان بیان می‌شود واقعیت نیست بلکه انعکاس واقعیت در ذهن ادراک‌کننده است.
مهم‌ترین ویژگی داستان مدرن: عطف توجه از جهان بیرونی است به جهان مبهم ذهن و هزارتوی پر رمز و راز.