شما در صفحه «موسیقی» هستيد

تاریخ موسیقی ایرانی - بخش دوم

02-rezalatifi-02.jpgرضا لطیفی

نام‌هایی چون کین ایرج، کین سیاوش، تخت اردشیر شاید به حوادث تاریخی مرتبط بوده و یا نوعی آواز حماسی بوده‌اند. یا باغ شهریار، باغ شیرین، هفت گنج می‌تواند خبر از شکوه و جلال و جبروت دربار خسروی دهد و نام‌های دیگری چون سبز بهار، ماه ابرکوهان و روشن چراغ نیز حاکی از نوعی آهنگ‌سازی با مشخصات توصیف گونه هستند

تنظیم و سازماندهی سیستم موسیقایی که شامل هفت ساختار مقامی معروف به مقام‌های شاهی یا خسروانی ۳۰ مقام مشتق شده از آن به نام «لحن‌ها» و ۳۶۰ ملودی یا «دستان» را به او نسبت می‌دهند که تعدادش برابر هفته، ماه و سال در تقویم ساسانیان برابر بوده، اما چگونگی رابطه آنها با تقویم سالانه مشخص نیست وخیلی دقیق نیز در مورد چگونگی این مقام‌ها اطلاعاتی در دست نمی‌باشد.
بعد از حمله اعراب نیز، نام این آهنگ‌ها ذکر شده است. به طور مثال نام‌هایی چون  کین ایرج، کین سیاوش، تخت اردشیر شاید به حوادث تاریخی مرتبط بوده و یا نوعی آواز حماسی بوده‌اند. یا باغ شهریار، باغ شیرین، هفت گنج می‌تواند خبر از شکوه و جلال و جبروت دربار خسروی دهد و نام‌های دیگری چون سبز بهار، ماه ابرکوهان و روشن چراغ نیز حاکی از نوعی آهنگ‌سازی با مشخصات توصیف گونه هستند. اما به‌طور عمیق نمی‌توان در مورد این آهنگ سازی‌ها و فرایندهای دیگرش  مطلبی به دست آورد و آگاهی دقیقی به دست داد.
موسیقی‌شناس بزرگ انگلیسی (ایرلندی) در مطالعات و تحقیقات ارزنده خود به مطالبی اشاره می‌نماید و مستنداتی ارائه می‌نماید که بسیار مورد توجه و تامل موسیقی شناسان جهان قرار دارد و از آن جمله ارجاع اودر مقاله‌ای به نام «سازها در حجرای هنرمندانه طاق بستان» که به خاطر دارا بودن اطلاعات در باره سازهای باستانی ایران و به ویژه دوران ساسانی در نوع خود جالب توجه و ثمر بخش است. در آنجا پس از مقدمه‌ای با محدود کردن تاریخ آن اثر هنرمندانه به سال‌های ۵۹۸ تا ۶۲۸ میلادی توضیح می‌دهد که در آنجا نگاره این سازها را در دو منظره می‌توان مشاهده کرد، یکی در صحنه شکار گراز و دیگری در شکار گوزن که در نقش اول گروهی چنگ نواز یا Harpist در قایق نشسته و در حال نوازندگی دیده می‌شوند و در صحنه دوم نوازندگانی در حال همنوازی Orchestra در سمت چپ صحنه و نوازندگان نظامی در سمت راست همان صحنه دیده می‌شوند.
در یکی از اشکالی که او ارائه داده که از همه جالب توجه تر می‌باشد سازی‌ است که از همه قدمتش بیشتر و نادرتر می‌باشد، چنگی با جعبه صوتی افقی، شامل جعبه چوبی دوکی شکل کشیده، مشابه اینگونه چنگ را نیز در سومر در آرامگاهی سلطنتی در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در حجاری های آشوری در صده هفتم میلاد، یعنی حدودا ۹۰۰۰ سال پیش در قاب نقره‌ای ظاهرا متعلق به دوره ساسانی محفوظ و در مجموعه باستان شناسی لنین گراد یا سنپترزبوگ سابق می‌توان مشاهده کرد و نامی برای آن به نام «فارسی ون» ارائه داده است.
در جایی دیگرسازهای بادی و کوبه ای در نگاره های طاق بستان را معرفی می‌کند. نخست از نوازنده ای در سمت چپ گروه نوازندگان نام برده است که به نواختن سازی شبیه به قره‌نی (سازه بادی استوانه‌ای) مشغول است که به احتمال او در تلفظ پهلوی یا فارسی باید همان «نای» باشد. ساز دیگری در همان نگاره که می‌توان آن را دایره چهار گوش تصور نمود که همان چنبر فارسی دانست‌ (چیزی شبیه دف) که معلوم می‌شود چنین دایره‌هایی در صده های اول هجری خارج از مرزهای ایران موجود بوده زیرا در شرح حال طویس (ابو عبدامنعم عیسی) وفات ۷۱۰ میلادی که مورد حمایت مادر عثمان قرار داشته و می‌نویسد که وی همواره چنین سازی همراه داشته و در برنامه‌های خود استفاده می‌نموده است.
البته برای اطلاعات بیشتر از سازهای مورد مطالعه فارمر بهتر آن است که به اصل متن مراجعه شود، ولی در متون دیگری که دارای قدمت قابل توجه می‌باشند مانند شاهنامه فردوسی و یا شعرای دیگر ایرانی نام‌های سازهای بسیار دیده می‌شود.

فهرست منابع:
شناخت موسیقی ایران، محمد تقی بینش، دانشگاه هنر
دستگاه در موسیقی ایرانی، پروفسور هرمز فرهت، انتشارات پارت
راه و رسم منزل‌ها، جمعی از نویسندگان، انتشارات سوره
سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی

تاریخ موسیقی ایرانی - بخش نخست

تاریخ موسیقی ایرانی

02-rezalatifi-02.jpgرضا لطیفی
دو ردیف میرزا عبدالله و میرزا حسین قلی به صورت سینه به سینه توسط اساتید موسیقی ایرانی تا به امروز به دست ما رسیده زیرا که در آن زمان هنوز نت نویسی در ایران رایج نبوده است.

07music.jpgبنیان موسیقی ایرانی به آن مفهومی که امروز ما می‌شناسیم در واقع میراث خاندانی‌ است که به خاندان هنر شهره هستند. در حالی که قبل از این خانواده اسناد بسیار زیادی در مورد وجود موسیقی در ایران به شکل مستند وجود دارد. از باربد و نکیسا گرفته، تا عبدالقادر مراغه‌ای و فارابی و... که رساله‌هایی هم از آنان در این باب موجود است. ولی قطعه‌های موسیقی که رپرتوآر موسیقی ایران را تشکیل می‌دهند در واقع از این خانواده به جا مانده است و آنچه که ما امروز به نام موسیقی ایرانی می‌شناسیم در واقع روایت این خاندان از موسیقی ایرانی است.
گفته می‌شود که آقا علی اکبرخان فراهانی در عنفوان جوانی توسط امیرکبیر صدر اعظم دربار ناصری به تهران عظیمت کرده و با احراز استعداد هنری خود در صدر نوازندگان دربار ناصرالدین شاه قرار گرفته است و به قول آن روزگاران عمله طربِ خاصه دربار ناصری شد.
علی اکبر خان فراهانی (فرزند «شاه ولی» که او نیز گویا از مطربان مشهور فراهان بوده و دسته موسیقی خود را داشته) دارای سه فرزند به نام های حسن، عبدالله و حسین قلی بوده است که بعد از او به علت خردسالی تحت سرپرستی  پسر عموی خود آقا غلامحسین به درخواست مادرشان قرار گرفته‌اند و موسیقی را از او آموختند. از این سه میرزا حسن با آنکه در نواختن تار و سه تار مسلط بود چندان مشهور نشد ولی میرزا عبدالله و آقا حسین قلی دو ردیف معتبر را که امروز به دست ما رسیده است  و به نام‌های ردیف میرزا عبدالله و ردیف میرزا حسین قلی خان شهره هستند را روایت کرند. این مطلب نیز جالب توجه است که لقب «میرزا و خان» در دربار ناصری به افراد مورد اعتبار اعلاء حضرت داده می‌شد و باز این نکته خالی از لطف نیست که میرزا عبدالله و میرزا حسین قلی جزو معدود افراد دربار بودند که اجازه جلوس در محضر شاه را داشته‌اند. در حالی که درباریان دیگر اجازه چنین کاری و حتی نزدیک شدن از فاصله مشخص را به شاه نداشته‌اند. این نشان‌دهنده احترام هنرمندان در نظر جامعه و دربار در آن زمان بوده است.
از صنیع‌الملک ابوالحسن غفاری عموی استاد کمال الملک تابلوی نقاشی از جوانی علی اکبر خان فراهانی وجود دارد.
دو ردیف میرزا عبدالله و میرزا حسین قلی به صورت سینه به سینه توسط اساتید موسیقی ایرانی تا به امروز به دست ما رسیده زیرا که در آن زمان هنوز نت نویسی در ایران رایج نبوده است.
میرزا عبدالله در سال ۱۳۳۷ ه.ق در گذشت، او با بهرمندی از محضر برادر بزرگش میرزا حسن و پسر عموی بزرگش آقا غلامحسین نوازنده چیره دست سه تار و تار شد و بر اثر گرایش به عرفان و تصوف در اخلاق برتری گرفت و بسیار خوشنام گردید. شاگردان بسیاری تربیت کرد که از شاگران او می توان سید حسن خلیفه که خلیفه کلاس او نیز بود را نام برد و مهدی صلحی (منتظم الحکما) که فرصت شیرازی در کتاب بحورالحان شرحی در باره او داده است و مهدی قلی هدایت ( حاج مخبرالسلطنه ) که ردیف وی را به دو صورت  «ابجد» و «نت» در آورده بود و بعدها به وسیله موسی خان معروفی با همکاری دکتر مهدی برکشلی منتشر شد.

خانواده هنر موسیقی - بخش دوم

02-rezalatifi-02.jpgرضا لطیفی

احمد عبادی، فرزند میرزا عبدالله در دوران طفولیت به سر می برده است که به گفته خود او در حدود سنین ۷-۸ سالگی پدر را از دست داده است و از ردیف پدر " میرزا عبدالله " آموزشی ندیده است و در نتیجه ردیف مدون پدر را به طور دقیق از حفظ نبوده است و نوازندگی او در واقع با جملاتی ردیفی ولی نه در روند ردیف پدر به صورت بدیهه و در مایه های اصلی و فرعی بوده است.

mirzaabdollah.jpgردیف میرزا عبدالله توسط اسماعیل قهرمانی از شاگردان ساعی میرزا عبدالله به نورعلی خان برومند و از نورعلی خان برومند به هنرمندان برتر موسیقی امروز ایران از جمله استاد محمدرضا لطفی، استاد حسین علیزاده، استاد داریوش طلائی، استاد مجید کیانی و مرحوم پرویز مشکاتیان و... انتقال یافته است. این ردیف برای نوازندگی سه تار مناسب تر است اما به دلیل مشروح بودن و جامع بودن در حال حاضر معتبرترین ردیف حال حاضر می باشد.
آقا حسین قلی نیز نوازندگی را نزد برادرش میرزا عبدالله و پسر عمویش آقا غلامحسین فرا گرفت که  ردیفش برای تار نوازی بسیار مناسب تر است.  او نیز شاگردانی چون درویش خان، مرتضی خان نی داود و کلنل علی نقی خان وزیری تربیت کرد. وی در سال ۱۳۳۴ ه.ق درگذشت.
ردیف میرزا حسین قلی خان نیز توسط فرزند خلفش علی اکبر خان شهنازی به نسل امروز منتقل شده که می‌توان از آن جمله  از اساتیدی چون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلائی، داریوش پیرنیاکان،رضا وهدانی، محسن نفر و... نام برد.
در واقع هر دو روایت ردیف خاندان فراهانی از لحاظ چیدمان نغمات مایه ها یک مسیر را دنبال می کنند و حتی می‌توان گفت یک ردیف هستند چرا که در معنای ردیف همین چیدمان مایه ها و ارتباطشان به یکدیگر معنای ردیف را تشکیل می‌دهد و نه چیدمان جملات و یا اوزان ایقاعی.
علی اکبر خان شهنازی متوفی در اسفند ۱۳۶۳ شمسی، نوازندگی را نزد پدر و سپس در نزد عمویش میرزا عبدالله فرا گرفت و در عین سنت گرایی تخصصی در کوک های مخصوص و پیش درآمد سازی و آهنگ سازی داشت. برادرش عبدالحسین خان شهنازی متوفی در سال ۱۳۲۷، که نوازندگی را در آغاز از برادر بزرگش علی اکبر آموخته بود محضر باقرخان رامشگر استاد کمانچه و شوهر خواهرش در نوازندگی تار جایگاهی بلند و رفیع بدست آورد. او با آنکه عمری کوتاه داشت صفحات ارزنده ای خود به یادگار گذاشت که نهیب افشار با آواز اقبال السطلان آذر یکی از معروفترین و زیباترین آنهاست.
ردیف دیگری نیز ابداع خود استاد علی اکبر خان شهنازی می باشد که دارای پنج دستگاه و آوازهاست که به شاگردان خودشان بعد از ردیف پدر بزرگوارشان تدریس می کردند که به دریف دوره ی عالی شهنازی مشهور می باشد که باز همان روند ردیف های سابق را دنبال می کند و از آنجا که این ردیف ها در تهران آموزش و انتشار یافته است به مکتب تهران شهره شده است.
احمد عبادی، فرزند میرزا عبدالله در دوران طفولیت به سر می برده است که به گفته خود او در حدود سنین ۷-۸ سالگی پدر را از دست داده است و از ردیف پدر " میرزا عبدالله " آموزشی ندیده است و در نتیجه ردیف مدون پدر را به طور دقیق از حفظ نبوده است و نوازندگی او در واقع با جملاتی ردیفی ولی نه در روند ردیف پدر به صورت بدیهه و در مایه های اصلی و فرعی بوده است. او توسط خواهر خود ملک خاتون تحت تعلیم قرار گرفته است و از آنجا که در خاندانشان موسیقی موروثی بوده است او نیز در ضمیرش مایه های موسیقی ایرانی شکل گرفته شده بود، چنانچه باید بدانیم زنان این خانواده اهل هنر که دستی به ساز داشتند. به طور مثال گفته می شود: زن عموی احمد عبادی که مادر علی اکبر شهنازی می باشد نیز چنان نوازنده چیره دست و توانایی بوده است که نقل می شود میرزا حسین قلی خان تحت تاثیر نوازندگی او شیوه خود را ابداع نموده بوده، اما متاسفانه به خاطر مسائل فرهنگی و قبح نوازندگی زنان خانواده های اصیل در اجتماعات از شنیدن ساز این بانوان بزرگ فرهنگ شنیداری ایران بی بهره مانده است.
احمد عبادی در سال  شمسی۱۳۷۲ به رحمت ایزدی پیوست و با رفتنش هنر موسیقی از این خاندان رخت بربست.

منابع:
راه و رسم منزل‌ها، جمعی از نویسندگان، انتشارات سوره
سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی

خانواده هنر موسیقی - بخش اول

خانواده هنر موسیقی - بخش اول

02-rezalatifi-02.jpgرضا لطیفی

mirzaabdollah.jpgبنیان موسیقی ایرانی به آن مفهومی که امروز ما می‌شناسیم در واقع میراث خاندانی‌ است که به خاندان هنر شهره هستند. در حالی که قبل از این خانواده اسناد بسیار زیادی در مورد وجود موسیقی در ایران به شکل مستند وجود دارد. از باربد و نکیسا گرفته، تا عبدالقادر مراغه‌ای و فارابی و.. که رساله هایی هم از آنان در این باب موجود است. ولی قطعه‌های موسیقی که رپرتوآر موسیقی ایران را تشکیل می دهند در واقع از این خانواده به جا مانده است و آنچه که ما امروز به نام موسیقی ایرانی می‌شناسیم در واقع روایت این خاندان از موسیقی ایرانی است.
گفته می‌شود که آقا علی اکبرخان فراهانی در عنفوان جوانی توسط امیرکبیر صدر اعظم دربار ناصری به تهران عظیمت کرده و با احراز استعداد هنری خود در صدر نوازندگان دربار ناصرالدین شاه قرار گرفته است و به قول آن روزگاران عمله طربِ خاصه دربار ناصری شد.
علی اکبر خان فراهانی (فرزند شاه ولی که او نیز گویا از مطربان مشهور فراهان بوده و دسته موسیقی خود را داشته) دارای سه فرزند به نام های حسن، عبدالله و حسین قلی بوده است که بعد از او به علت خردسالی تحت سرپرستی  پسر عموی خود آقا غلامحسین به درخواست مادرشان قرار گرفته اند و موسیقی را از او آموختند. از این سه میرزا حسن با آنکه در نواختن تار و سه تار مسلط بود چندان مشهور نشد ولی میرزا عبدالله و آقا  حسین قلی دو ردیف معتبر را که امروز به دست ما رسیده است  و به نام های ردیف میرزا عبدالله و ردیف میرزا حسین قلی خان شهره هستند را روایت کرند. این مطلب نیز جالب توجه است که لقب «میرزا و خان» در دربار ناصری به افراد مورد اعتبار اعلاء حضرت داده می‌شد و باز این نکته خالی از لطف نیست که میرزا عبدالله و میرزا حسین قلی جزو معدود افراد دربار بودند که اجازه جلوس در محضر همایونی شاه را داشته اند. در حالی که درباریان دیگر اجازه چنین کاری و حتی نزدیک شدن از فاصله مشخص را به شاه نداشته‌اند. این نشان دهنده احترام هنرمندان در نظر جامعه و دربار در آن زمان بوده است.
از صنیع الملک ابوالحسن غفاری عموی استاد کمال الملک تابلوی نقاشی از جوانی علی اکبر خان فراهانی وجود دارد.
دو ردیف میرزا عبدالله و میرزا حسین قلی به صورت سینه به سینه توسط اساتید موسیقی ایرانی تا به امروز به دست ما رسیده زیرا که در آن زمان هنوز نت نویسی در ایران رایج نبوده است.
میرزا عبدالله در سال ۱۳۳۷ ه.ق در گذشت، او با بهرمندی از محضر برادر بزرگش میرزا حسن و پسر عموی بزرگش آقا غلامحسین نوازنده چیره دست سه تار و تار شد و بر اثر گرایش به عرفان و تصوف در اخلاق برتری گرفت و بسیار خوشنام گردید. شاگردان بسیاری تربیت کرد که از شاگران او می توان سید حسن خلیفه که خلیفه کلاس او نیز بود را نام برد و مهدی صلحی (منتظم الحکما) که فرصت شیرازی در کتاب بحورالحان شرحی در باره او داده است و مهدی قلی هدایت (حاج مخبرالسلطنه ) که ردیف وی را به دو صورت  «ابجد» و «نت» در آورده بود و بعدها به وسیله موسی خان معروفی با همکاری دکتر مهدی برکشلی منتشر شد.

دکان داران موسیقی

گزارشی از اسپانسرهای صدا
aryan-mahdi.jpgمهدی آریان

spanser.jpg«برای تست آواز آمده‌ام.» این جمله، کلیدی برای ورود به یک دفتر اسپانسر صداست. جایی که اگر خودت را گزارشگر معرفی کنی، تمایل چندانی برای صحبت کردن با تو را ندارند.
از در که وارد می‌شوی سه‌تارها و تارهای روی دیوار، توجهت را جلب می‌کنند. روی دیوار مقابل هم انواع گیتار کلاسیک و الکترونیکی نصب شده است. سر که می‌گردانی، کتابخانه‌ای می‌بینی پر از کتاب‌های موسیقی؛ شرقی و غربی.
این نوع تلفیق دنیای سنتی و مدرن، بیشتر به مغازه‌ای می‌ماند که جنس جور دارد و قصد دارد «مشتری» را هرطور که شده، دست پر برگرداند.
می‌گویم: «برای تست آواز آمده‌ام.» خانم منشی لبخندی می‌زند و فرمی را به دستم می‌دهد. و صدای موسیقی‌ای که از اسپیکرهای خانم منشی می‌آید: دنیا دیگه مثل تو نداره / نداره نمی‌تونه بیاره...
فرم را که پر کردم، به سمت اتاق استاد راهنمایی می‌شوم. اتاقی ۲۰ متری، پر از دود با پنجره‌ای کوچک است. داخل اتاق، یک کیبرد می‌بینم و دو صندلی. روی یکی استاد نشسته است و دیگری حتما جای من باید باشد. سلام می‌کنم و وارد می‌شوم.
استاد مردی میانسال است با موهای مشکی و بلند که از پشت بسته شده‌اند. دکمه یخه‌اش باز است و پیپی در گوشه لبش دود می‌کند. جواب سلامم را با گرمی می‌دهد و دعوت می‌کند تا بنشینم. نشستم.
اول چند سوال و جواب ساده در مورد چنگ، دولاچنگ، نوت سیاه و نوت سفید. بعد روی یکی از کلیدهای کیبرد انگشت می‌گذارد و می‌خواهد که من همراه صدای کلید و استاد بخوانم: های... های... های...
چند کلید آن‌طرف‌تر، استاد و من: هی... هی... هی...
کلیدی دیگر، استاد و باز من: هوی... هوی... هوی...
سپس به امر استاد، قطعه‌ای را به دلخواه می‌خوانم: دل دیوانه‌ام دیوانه‌تر شی / خرابه خانه‌ام ویرانه‌تر شی...
استاد صدایم را تایید می‌کند و تبریک می‌گوید: صدایت شش دانگ است!
حجم صدا، جنس صدا، بیان کلمات و... یکی از یکی بهتر است و تنها مشکل، آشنایی کامل‌تر با سولفژ است. اینبار استاد به سمت خانم منشی راهنمایی‌ام می‌کند: هزینه، ۴۰۰هزار تومان برای ۱۲ جلسه است که البته برای شخص با استعدادی چون من(!) - با توجه با یادداش استاد- تخفیف ۲۵درصدی محفوظ است و حتی این ارفاق که شهریه را می‌توانم به صورت اقساط پرداخت کنم. و اصرار که باز با توجه به یادداشت استاد، حیف است و نباید فرصت را از دست بدهم.