برای متوجهشدن ارتباط داستان کوتاه و شعر غنایی لازم است ابتدا شعر غنایی را تعریف کنیم. برخلاف اشعار حماسی که آرمانهایی جمعی دارد، شعر غنایی معطوف به فرد است. در شعر غنایی شاعر از درونیات و کشمکش درونی-عاطفی خود سخن میگوید و نگاهی کاملاً فردی به پیرامون دارد. پرویز ناتل خانلری در تعریف شعر غنایی میگوید: «برای سرودن شعر، خاصه شعر تغزلی یا غنایی، همین بس که شاعر در گوشهای تنها بنشیند.»[۱]
تنها نشستن، موجب غلیان احساسات فروخورده و سرکوبشدهی شاعر میشود که حال، مجال بروز در شعر را پیدا کردهاند. در ادبیات کلاسیک شعر غنایی به شعری گفته میشود که با نواختن چنگ، سروده یا خوانده شود. در زبان فارسی، «غنایی» از ریشهی «غنا» به معنای «موسیقی» گرفته شده است. شاعران معمولاً هنگام خواندن شعر غنایی چنگ مینواختند. بهترین نمونههای شعر غنایی در قرن هفتم و هشتم هجری سروده شدهاند و غزل عاشقانه به اوج میرسد. برای مثال، غزل زیر از سعدی -که کم و بیش همه شنیده و یا خواندهاند- مبین نگرش کاملاً غنایی به عشق است:
«همه عمر برندارم سر از این خمار مستی / که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد / دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی...»
[۲]
در این غزل احساسات پُرشور عاشق به معشوق مشخص است.

حال میپردازیم به داستان کوتاه. داستان کوتاه مدرن پاسخی است به نیاز درونی نویسنده برای فارغشدن از قید و بند ناشی از محدودیت رئالیسم. مهمترین ویژگی داستان کوتاه مدرن، عطف توجه نویسنده از جهان بیرونی به دنیای تاریک و مبهم ذهن است و هزارتوی پر رمز و راز ذهنی شخصیت داستان را میکاود. در داستانهای مدرن اصالت با فرد است. تکگویی درونی شخصیت اصلی، تبلوری از محتوای روحی وی و کلیدی است برای رسیدن به سوالات ذهن خواننده. شخصیت اصلی معمولاً فردی منزوی و مردمگریز است و گاهی در مواجهه با مسائل عینی، مورد هجوم خاطراتی از گذشته قرار میگیرد. شخصیتپردازی از طریق تصویرکردن دنیای رویاها، کابوسها و تداعیهای شخصیت اصلی صورت میگیرد.
همانطور که درتعریف اشعار غنایی گفتیم، در اشعار غنایی صبغهای تماماً ذهنیتمبنا (عاری از توصیفهای عینی)، لحنی آهنگین و سرشار از احساس، بیان عاطفی و شخصی موج میزند. شعر غنایی معمولا شامل پنج تا دوازده بیت است و همین کوتاهی موجب نزدیکی اشعار غنایی و داستانهای کوتاه میشود. شاعر و نویسنده میکوشند تا هجوم احساسات درونی خود را در کمترین تعداد واژه به خواننده القا کند و در نهایت خواننده وارد ساحت خصوصی و عاطفی شاعر/نویسنده میشود و به ندای درونی او گوش میدهد.
۱ و ۲. داستان کوتاه در ایران، دکتر حسین پاینده، انتشارات نیلوفر، چ اول، ۱۳۸۹، ج۲.