دوست دارم سرمقاله این شماره را با کلمه «دوست» شروع کنم و چه چیزی بهتر از دوست؟ البته از نوع باب و بدون ذغال خوب!
دوست، موجودی است که اغلب، تنها در مواقعی سر و کلهاش پیدا میشود که آسمان آفتابی است و هوا خوش. اما همینکه هوا «پس» شد، خورشید دوستیها هم غروب میکند و تمام. به همین سادگی و انگار نهانگار! اما اگر کمی دقت داشته باشید، حتما دوستهایی پیدا میشوند که اتفاقا، در مواقع سخت، بیشتر جویای احوالتان باشند.
اما از آنجایی که ما آدمها عادت به بیدقتی و فراموشی داریم، نه دقت میکنیم، و نه یادمان میماند که تنها کسی که همیشه، با ماست و... حتما از اینجا به بعد را خودتان حدس زدید. پس تمام!